پيامبر اعظم (ص) در بيان غير مسلمانان
نويسنده: پروفسور كي اس راماكريشنا رائو (1)
منبع: ماهنامه سياحت، شماره 39
چكيده:
پيامبر گرامي اسلام (ص) داراي مكارم اخلاقي و خصوصيات بزرگوارنهاي است كه از سوي همگان حتي غير مسلمانان نيز مورد ستايش قرار گرفته است. متن حاضر مقالهاي از يكي از متخصصان غير مسلمان فلسفه است كه پس از آشنايياش با برخي از خصوصيات رسول اكرم (ص) به رشته تحرير در آورده است.
طبق گفتههاي مورخين مسلمان، محمد(ص) در تاريخ 20 آوريل 571 ميلادي در منطقه بياباني عربستان متولد شد. نام او به معني «بسيار ستايش شده» است.
روحيه و پيام والاي محمد(ص) باعث شد، صحراي عربستان از هيچ، به دنيايي جديد با زندگي، فرهنگ، تمدن و حكومتي جديد تبديل شود كه از مراكش تا جزاير هند شرقي امتداد يافت، و بر زندگي مردم در سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا تأثير گذاشت.
هنگامي كه قصد داشتم در مورد محمد (ص)، پيامبر خدا، چيزي بنويسم، در ابتدا ترديد داشتم، آن هم با توجه به اين كه افراد زيادي وجود دارند كه به اديان مختلف مؤمن هستند ولي حتي در ميان پيروان يك دين هم اختلافاتي وجود دارد. با اين كه ممكن است ادعا شود، مذهب امري فردي است ولي نميتوان انكار كرد كه دامنه آن تمام جهان ديده و ناديده را در برميگيرد. دين قلبها، جانها و ذهنهاي ما را، هم در سطح خودآگاه و هم در سطح ناخودآگاه، تحت تأثير قرار ميدهد. اين موضوع زماني اهميت بيشتري پيدا ميكند كه ما اعتقاد محكمي به اين موضوع داشته باشيم كه گذشته، حال و آينده توسط ريسماني ظريف و ابريشمي به يكديگر متصل شدهاند. در اين حالت، مركز ثقل ريسمان دائماً تحت فشار شديد است و از اين نقطه نظر، هر چه كمتر در مورد ساير مذاهب گفته شود، بهتر است.
با اين حال، اين موضوع جنبة ديگري هم دارد. زندگي ما خواه ناخواه با زندگي ساير افراد عجين شده است. ما از يك غذا ميخوريم، از يك چشمه مينوشيم و از يك هوا تنفس ميكنيم. از اين نقطه نظر، هر فرد بايد سعي كند، تمام مذاهب دنيا را شناخته و زمينه را براي درك متقابل فراهم نمايد.
در عين حال، افكار ما آن گونه كه در ظاهر به نظر ميرسد، از هم گسيخته نيست بلكه به شكل اديان بزرگ جهان تبلور يافتهاند. در اين صورت، اگر قرار است شهروند خوبي براي دنياي خود باشيم، وظيفه داريم حداقل تلاش لازم براي شناخت اديان بزرگ و نظامهاي فلسفي نوع بشر را به عمل آوريم.
با اين حال، اين كار بايد با دقت تمام انجام شود. موضوع نوشته من عقايدي مذهبي است كه داراي وجهه تاريخي است و پيامبر آن هم شخصيتي تاريخي دارد. حتي شخصي مانند ويليان ميور، هنگامي كه در مورد قرآن مينويسد، ميگويد: «احتمالاً نميتوان كتاب ديگري پيدا كرد كه طي 12 قرن چنين خالص و دستنخورده باقي مانده باشد.» محمد (ص) نيز شخصيتي تاريخي است كه تمام اعمال او به دقت ثبت و براي نسلهاي بعد نگهداري شده است.
اكنون در زماني زندگي ميكنيم كه تصوير نادرستي كه قبلاً به دلايل سياسي يا غيره از اسلام ارائه ميشد، رنگ باخته است. پروفسور بوان در تاريخ قرون وسطاي كمبريج مينويسد: «شرح اسلام و محمد(ص) به گونهاي كه در اروپاي قبل از قرن 19 به رشته تحرير درآمده است، اكنون تنها حكم كنجكاويهاي ادبي را دارد. »
به عنوان مثال، نظريه اسلام و شمشير ديگر چندان در دنياي امروز خريدار ندارد. اين اصل اسلام كه اجباري براي پذيرش دين وجود ندارد، كاملاً شناخته شده است. گيبون، تاريخداني كه شهرت جهاني دارد، ميگويد: «اعتقاد خطرناكي كه به پيروان محمد(ص) نسبت داده شده است، اين است كه آنها وظيفه دارند تمام اديان را با شمشير از ميان بردارند.» به گفته اين مورخ، اين اتهام مبنايي جز جهل و تعصب ندارد و توسط قرآن رد شده است؛ و تاريخ فاتحين مسلمان ومدارايي كه آنها با مسيحيان ميكردند، اين موضوع را رد ميكند. محمد(ص) تنها از طريق قدرت اخلاقي خود به موفقيت دست يافت.
ولي بعدها، آن هم تنها در دفاع از خود، بعد از اين كه تلاشهاي مكرر وي براي صلح با مشركين با شكست مواجه شد، شرايط موجود پاي او را به ميدان جنگ باز كرد. ولي پيامبر استراتژي رايج ميادين جنگ را كاملاً تغيير داد. تعداد كل كشتهها طي جنگهايي كه در شبه جزيره عربستان و تحت لواي او رخ داد، از چند صد نفر تجاوز نكرد. او حتي در ميدان جنگ هم به اعراب بدوي ياد داد كه در حال جنگ هم نماز جماعت به پا دارند. هنگامي كه در كشاكش جنگ، وقت نماز فرا ميرسيد، آنها نماز جماعت را حتي در ميدان هم ترك نميكردند. در حالي كه يك گروه نماز ميخواند، گروه ديگر ميجنگيدند و سپس جاي خود را عوض ميكردند. در تاريخ اعراب، هنگامي كه شتر قبيلهاي وارد چراگاه قبيله ديگر شد، باعث جنگي 40 ساله گرديد كه روي هم رفته به مرگ 000/70 انسان انجاميد. پيامبر اسلام به آن عربهاي خشن، مدارا و خويشتنداري آموخت. پيامبر فضاي ميدان جنگ را تلطيف كرد و به عربها آموخت، يكديگر را فريب ندهند؛ به عهد و پيمان وفادار باشند؛ از كشتن زنان، كودكان و پيرمردان خودداري كنند؛ از قطع و سوزاندن درختان بپرهيزند؛ و مزاحم كسي كه مشغول عبادت است نشوند. هنگام فتح مكه او در اوج قدرت خود بود. شهري كه دعوت او را رد كرده بود؛ او و پيروانش را شكنجه و تبعيد كرده بود، اكنون در اختيار او بود. براساس قوانين جنگي، او ميتوانست از آنها انتقام بگيرد، ولي محمد گفت: «امروز از شما انتقام گرفته نميشود و همگي آزاد هستيد». او همچنين گفت: «من هر نوع تمايز و نفرت بين انسانها را زير پا ميگذارم.»
او به منظور اتحاد انسانها اجازه جنگ دفاعي را صادر كرد. وقتي به هدف خود رسيد، حتي بدترين دشمنان خود را عفو كرد؛ حتي كسي را كه عموي عزيز او حمزه را كشت، مثله كرد و حتي بخشي از جگرش را به دندان گرفته بود.
اصول برادري جهاني و مساوات انسانها يكي از مهمترين وارد كمك محمد(ص) به ارتقاي اجتماعي بشريت بود. خانم شارو جيني نايدو، در اين مورد ميگويد: «اسلام اولين ديني بود كه اصول دمكراسي را رعايت كرد. هنگامي كه مؤمنين روزي پنج بار با صداي مؤذن به مسجد ميروند، دمكراسي اسلام بروز ميكند. دمكراسي اسلام آنجا مشخص ميشود كه روزي پنجبار روستايي و سلطان در كنار يكديگر زانو زده و ميگويند، خدا از همه بزرگتر است.»
ادامه مطلب