تبليغاتX
پايگاه مقاومت شهيد هادي خوش خلقت

پايگاه مقاومت شهيد هادي خوش خلقت

هر روز كه مي گذرد منتظر آمدنت هستم

فراز هایی از دعای عرفه امام حسین (علیه السلام)

عرفات
نام سرزمینی است در 20 کیلومتری مکّه که بر زائران خانه خدا واجب است از ظهر روز نهم ذیالحجّه تا غروب در آنجا بمانند و اگر قبل از غروب از آنجا خارج شوند باید یک شتر کفّاره دهند . واژة عرفات از معرفت به معنای محلّ شناخت است . در آنجا آدم و حوا علیهماالسّلام یکدیگر را شناختند و به گناه خود اعتراف کردند. به فرموده امام صادق و امام باقر علیهماالسّلام جبرئیل در این مکان به حضرت ابراهیم گفت : وظایف خود را بشناس و فراگیر . (کافی / ج 4 / ص 207)
در حدیث میخوانیم ح مهدی (عج) هر سال در عرفات حضور دارند زمین عرفات خاطراتی از نالهها و اشکهای اولیای خدا دارد و در روایات میخوانیم غروب عرفه خداوند تمام گناهان زائران خانه خود را میبخشد .

طرح کلّی دعای عرفه :
1- اعتراف به یگانگی خداوند
2- ستایش خداوند
3- یاد آوری نعمتهای بی پایان خداوند
4- صلوات بر پیامبر و آلش
5- طلب عفو وبخشش
سند دعای روز عرفه امام حسین علیه السّلام :
امام حسین (ع) به تازگی از مدینه بیرون آمده بود و قصد انجام اعمال حج داشت. حالا هم به خاطر توقف در عرفات و انجام اعمال آن، در میان حاجی هابود.
حاکم مدینه –مروان- وقتی نتوانست امام را برای بیعت با خلیفه راضی کند، تصمیم بهقتل حضرت گرفت، اما امام در مدینه نماند و همراه اهل بیت(ع) خود، راه مکه را در پیشگرفت. چون وقت اعمال حج واجب بود.
اما هیچ کس نمی دانست که مقصد بعدی او کجاست؟
آنچه که محدّث قمی در «مفاتیج الجنان» و شیخ طوسی در «اقبال» و علامه مجلسی در «زادالمعاد» و محدثین دیگر در کتابهای خود نقل نمودهاند، چنین است که مینویسند :
بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت کردهاند که در عصر روز عرفه در عرفات در خدمت آن حضرت بودیم، پس، از خیمه خود بیرون آمدند ، با گروهی از اهلبیت علیهماالسّلام و فرزندان و شیعیان با نهایت خضوع و خشوع؛ در جانب چپ کوه ایستادند و روی مبارک را به سوی کعبه گردانیدند و دستها را برابر روی خود قرار داده مانند فقیری که چیزی طلب مینماید ، و شروع کرد به خواندن این دعا : (فرازهایی از این دعا)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 13:40  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

پیام رئیس جمهور دکتر محمود احمدی نژاد به بسیجیان

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هفته بسیج، هفته گرامیداشت بازگشت ملت بزرگ به ارزشهای الهی و بزرگیهای تاریخی خویش است

 تشکل بسیج و فرهنگ بسیج بازیابی هویت انسانی و انسان ساز، افتخار آفرین و عزت بخش ملت ایران است. فرهنگ بسیجی رودخانه زلال آسمان و غیرت و فداکاری در راه آرمان های الهی است که به فضل الهی امروز در سرزمین مقدس ایران دیار شیران جاری و پایدار است. درود خدا بر بسیج و بسیجیان و فرهنگ بسیج. سلام و درود خدا بر شهدای تاریخ ساز بسیج و سلام خدا بر امام عزیز که این راه نورانی، راه ولایت و امامت را به روی ما گشودند.

منبع: http://www.basijnews.ir/

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 0:39  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

محفل بزرگ انس با قرآن

با حضور استاد و قاری بین المللی حاج احمد ابوالقاسمی 
 
و
 
برادر اسماعیل وفایی
 
از قاریان ممتاز استانی وپایگاه شهید هادی خوش خلقت
 
زمان: سه شنبه ۳/۹/۸۸
 
مکان: رشت-خیابان شهدای گمنام-جنب پل-مسجد صاحب الزمان (عج)
+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 12:36  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 0:54  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

رهبر معظم انقلاب:حوادث غزه به طور قطع به پيروزي حق بر باطل خواهد انجاميد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم قم، «قتل عام کودکان، زنان و مردم مظلوم غزه» به دست صهیونیستها را فاجعه ای کم نظیر خواندند و تأکید کردند: هدف واقعی و نهایی اسرائیل و امریکا از این جنایات فجیع، نابود کردن اصل مقاومت و تسلط بر منطقه بسیار مهم خاورمیانه است اما به فضل الهی و در پرتو «عزم قاطعانه و دفاع جانانه رزمندگان فلسطینی» و «بیداری و حضور ملتها در صحنه»، این حوادث در نهایت، به طور قطع به پیروزی حق بر باطل خواهد انجامید.
ایشان

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 20 دی1387ساعت 23:17  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

گريه امام زمان(ع) در مصيبت حضرت ابوالفضل(ع)

جناب حجت‏الاسلام آقاى قاضى زاهدى گلپايگانى مى‏فرمايد: من در تهران از جناب آقاى حاج محمد على فشندى كه يكى از اخيار تهران است، شنيدم كه مى‏گفت: من از اول جوانى مقيّد بودم كه تا ممكن است گناه نكنم و آن‏قدر به حج بروم تا به محضر مولايم حضرت بقيةاللَّه، روحى فداه، مشرف گردم. لذا سالها به همين آرزو به مكه معظمه مشرف مى‏شدم.
در يكى از اين سالها كه عهده‏دار پذيرايى جمعى از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذيحجه با جميع وسائل به صحراى عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنكه حجاج به عرفات بيايند، براى زوارى كه با من بودند جاى بهترى تهيه كنم. تقريباً عصر روز هفتم بارها را پياده كردم و در يكى از آن چادرهايى كه براى ما مهيا شده بود، مستقر شدم. ضمناً متوجه شدم كه غير از من هنوز كسى به عرفات نيامده است. در آن هنگام يكى از شرطه‏هايى كه براى محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب اين همه وسائل را به اينجا آورده‏اى؟ مگر نمى‏دانى ممكن است سارقان در اين بيابان بيايند و وسائلت را ببرند؟ به هر حال حالا كه آمده‏اى، بايد تا صبح بيدار بمانى و خودت از اموالت محافظت بكنى. گفتم: مانعى ندارد، بيدار مى‏مانم و خودم از اموالم محافظت مى‏كنم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 دی1387ساعت 1:23  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

قرآن از نگاه امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه‏السلام مراتب و معارف قرآن کریم را این‏گونه بیان می‏فرماید:

کتاب الله عزوجل علی أربعة أشیاء: علی العبارة و الاشارة و اللطایف و الحقایق. فالعبارة للعوم و الاشارة للخواص و اللطائف للأولیاء و الحقایق للأنبیاء. [1] .

کتاب خدا بر چهار چیز استوار است: عبارات و رمزها (اشاره‏ها) و لطایف و حقایق. عبارات آن برای توده‏ی مردم است. اشاره و رموزات، از آن خواص و بندگان ویژه است. لطایف آن برای اولیا است و حقایق آن نیز برای پیامبران و انبیاء است.

در این حدیث، امام حسین علیه‏السلام ضمن بیان این که قرآن، دارای معارف عمیقی است، بهره‏مندی از آن را برای همگان میسر می‏داند. مقصود از عبارات»، شناخت مفاهیم در حد ترجمه و دانستن معانی لغات است که توده‏های مردم در آن سهم دارند. مقصود از «اشارات قرآن» فهم قرآن است، در حد تفسیر آن است که در حوزه‏ی صلاحیت متخصصان قرآن و مجتهدان تفسیر است که به ابزار تفسیر مجهزند. منظور از «لطایف قرآن»، نکات و برداشت‏هایی است که از حد فهم بیش‏تر علمای تفسیر، فراتر بوده، شرط ولایت الهی را طلب می‏کند، آنان که دل به خدا سپرده‏اند و خدا سرپرستی آنان را بر عهده گرفته است و از یاران و حواریون خاص پیشوایان معصومند، به حوزه‏ی لطایف قرآن راه یافته، از آن بهره‏مند می‏شوند. مقصود از «حقایق قرآن»، ذات قدسی و مکنون ملکوتی قرآن است که اتصال و تماس با آن، معصوم را می‏سزد و دست دیگران، از آن حوزه، کوتاه است: «لا یمسه الا المطهرون». [2,3] .

 

پی نوشت ها:

1-بحار الاانوار، ج89، ص20

2-واقعه/79

3- پرسمان قرآنی امام حسین علیه السلام، موسی سلیمانی

 

برگرفته از سايت: http://www.tebyan.net

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 0:52  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

بيانيه نيروي انتظامي

گروه اجتماعى ـ نيروى انتظامى با صدور بيانيه اى ضوابط و مقررات هيأت هاى مذهبى در ماه محرم را اعلام كرد و از شهروندان خواست تا به منظور صيانت از ارزش هاى والاى مكتبى و تأمين نظم و امنيت اين مقررات و ضوابط را اجرا كنند.
در اطلاعيه مركز اطلاع رسانى نيروى انتظامى بر همكارى تمامى هموطنان با نيروى انتظامى تأكيد و از آنان خواسته شده است تا اين موارد را رعايت كنند:
۱- ممنوع بودن انجام اعمال خرافى و غيرشرعى از جمله قمه زنى، كاروان علامت كشى، استفاده از تمثال منسوب به ائمه معصومين (ع) و چهره هاى مقدس واقعه عاشورا و لزوم جلوگيرى رؤسا و مسئولان محترم هيأت ها و تشكل هاى مذهبى از دامن زدن به اين اعمال از سوى افراد ناآگاه.
۲- استفاده نكردن از آلات و ادوات موسيقى غيرمجاز به استثناى طبل و سنج متعارف.
۳- جلوگيرى از ايجاد راهبندان و اختلال در عبور و مرور به هنگام حركت دسته جات عزادارى و لزوم همكارى پليس ياران محرم و رابطان هيأت ها با مأموران نيروى انتظامى براى ايجاد ترافيك روان.
۴- رعايت زمان معين براى فعاليت هيأت ها و تكايا حداكثر تا ساعت ۲۴ كه در صورت ادامه آن بايد بلندگوى بيرونى قطع شود.
۵- توجه به اصول ايمنى براى جلوگيرى از وقوع سرقت و ساير حوادث ناشى از آتش سوزى، اتصال برق و نشت گاز و ضرورت استفاده از تجهيزات و امكانات مربوط از قبيل كپسول اطفاى حريق.
۶- تأكيد بر رعايت ارزش هاى والاى مكتب امام حسين (ع) از جمله امر به معروف و نهى از منكر به عنوان نماد ارزشمند نظارت اجتماعى كه مانع بروز كج روى ها و رفتارهاى ناپسند است.
۷- همكارى صميمانه با خدمتگزاران نيروى انتظامى با هدف تحكيم نظم و امنيت و پيشگيرى از وقوع آسيب هاى اجتماعى و جرايم و اعلام سريع هر گونه امور انتظامى و پليسى به مراكز فوريت هاى پليسى ۱۱۰‎/
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 دی1387ساعت 23:19  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

عيد سعيد غدير خم ب همه ي شيعيان مبارك باد

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 1:7  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

هفته نامه سياسي پايگاه شهيد هادي خوش خلقت شماره سوم

(رسول اکرم ص):

من از آنچه نمیدانید نگرانی ندارم ولیکن باید دید آنچه را میدانید چگونه به کار میبندید؟

کلام رهبری:

حضرت آيت الله خامنه اي در ديدار صدها نفر از دانشجويان نخبه، برترينهاي كنكور و فعالان تشكلهاي سياسي وفرهنگي دانشگاهها طرح و پيگيري   مطالبات گوناگون دانشگاهي،  سياسي و اجتماعي را اقدامي تحسين برانگيز و تكليف و وظيفه دانشجويان خواندند.
معظم له تأكيد كردند: پيگيري «مستمر، عاقلانه و منطقيِ» مطالبات و آرمانها، آينده روشن محيطهاي دانشجويي و دانشگاهي را تضمين خواهد كرد.
ايشان با تمجيد از انگيزه جوانان دانشجو براي طرح ديدگاهها و خواسته هاي مختلف خود در اين ديدار افزودند:  هميشه گفته ام كه بايد از روزي بترسيم كه جوان و دانشجوي ما انگيزه طرح مسئله و سئوال نداشته باشد كه به ياري پروردگار امروز اين چنين نيست و همه  بايد توان و تلاش  خود را به كار  گيريم تا روحيه  خواستن و مطالبه در نسل جوان و به ويژه جوانان علمي ودانشگاهي هرچه بيشتر گسترش يابدرهبر انقلاب اسلامي با توجه به  محدود بودن  ظرفيتها و امكانات، پاسخگويي به همه مطالبات را در كوتاه مدت ناممكن دانستند و خاطرنشان كردند: آرمانهاي بزرگ در كوتاه مدت محقق نمي شود اما طرحِ به دور از افراط و تفريط خواسته ها و پيگيري همراه با عقلانيت و اعتدال، يقيناً افق روشني را براي دانشگاههاي ما رقم خواهد زد.
حضرت  آيت الله خامنه اي  خطاب  به جوانان  و دانشجويان  افزودند:  بدانيد كه  مطالبات و پيگيري هاي شما،  ثمربخش و سودمند خواهد بود  همچنانكه اگر  جوانان مؤمن و  مسئوليت شناس  دانشگاهي  در سال هاي گذشته، پرچم  عدالتخواهي را در جامعه بلند

نمي كردند مسير حوادث و جهت گيري هاي انتخاباتي مردم به روي كار آمدن دولتي عدالتخواه و حاكميت گفتمان عدالت طلبي در جامعه، منجر نمي شد.
رهبر انقلاب اسلامي توجه  جوانان دانشجو  را به « انديشيدن و پخته كردن خواسته ها، مطرح كردن مسائل با مراكز دست اندركار، جستجوي راهكارهاي اجرايي و كمك به تحقق ايده ها و انتظارات» جلب كردند و افزودند: اينها مكمل مطالبات دانشجويي است و جوانان ما بايد در كنار داعيه هاي سياسي – اجتماعي – علمي و دانشگاهي به اين مسائل نيز توجه كنند و آنها را جزو وظايف خود بدانند.
ايشان تحقق آرمان هاي بزرگ را محتاج پيگيري اميدوارانه و استمرار عمل دانستند و افزودند: وفادار ماندن دانشجويان به مطالبات و آرمان ها حتي پس از پايان دوران دانشجويي، و ساماندهي صحيح فعاليتها و محيطهاي دانشگاهي، در استمرار فضاي مطالبات و تحقق آنها،  كاملاً مؤثر  خواهد بود حضرت  آيت الله خامنه اي نخبه پروري سياسي را يكي از راه هاي استمرار فضاي مطالبه در دانشگاه ها برشمردند و افزودند: رسانه ها بايد به طور جدي به. معرفي نخبگان علمي و اجتماعي و سياسي  بپردازند اما  تشكلهاي دانشجويي نيز بايد با پرورش نخبه هاي سياسي، فضاي مباحثه و استدلال را گسترش دهند و با محكم كردن پايه هاي «فكري – سياسيِ»دانشجويان و تقويت روحيه و اميد  در آنان،  محيط را به گونه اي شكل  دهند كه مجموعه دانشجويي در سال هاي آينده نيز  همواره در اين فضا تنفس و در جهت اهداف بلند و آرمان هاي والا حركت كند. ) پایگاه جمعی عدالتخواهی اسلامی)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 1:20  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

هفته نامه سياسي پايگاه شهيد هادي خوش خلقت شماره دوم

علامه محمد تقى جعفرى :

اگر كسى بگويد من اهل سياست نيستم ، من كارى با سياست ندارم ؛ يعنى من اهل حيات معقول نيستم ، من كارى با حيات معقول ندارم.

کلام رهبری:

من گمان مى كنم  بزرگ ترين  شعار ما در سالى كه  در  پيش رو داريم ،  مى تواند  وحدت ملى و امنيت ملى باشد.  اين براى ما، دو شعار اساسى است .
وحدت ملى  همان  چيزى است كه مى تواند پشتوانه همه تلاش هاى دولت مردان و مسؤ ولان و مبارزان و دلسوزان اين كشور و اين انقلاب باشد. بدون وحدت ملى ، اين كشور بزرگ ترين نيروى خود و  مايه  عظمت خويش را نخواهد داشت و مى بينيم كه كسانى تلاش مى كنند اين وحدت را خدشه دار كنند كه يقينا آن ها دوستان اين ملت نيستند.
وحدت ملى ، شعار اساسى و حياتى براى كشور ماست و مخاطب اين شعار، افراد خاصى نيستند، همه هستند؛ آحاد مردم مسؤ ولند؛ بخصوص  مسؤ ولان كشور ،  بيش از  همه مسؤ ولند.  سياستمداران  و كسانى كه در صحنه  سياست حضور و  فعاليت دارند، بسيار مسؤولند.وحدت ملى براى همه ملت ، شعار بزرگ است و ديگر، امنيت ملى است .اگر امنيت نباشد، اقتصاد هم نيست .تلاش براى سازندگى و براى افتخار آفرينى هم نيست . ناامنى بزرگ ترين خطرى است كه يك ملت را تهديد مى كند.
اگر به  بعضى از ملت هاى  ديگر نگاه كنيد و ببينيد كه در زير آوار ناامنى چه مشكلاتى برايشان به وجود آمده و امنيتى كه ما در طول سال هاى گذشته داشتيم ، چه فرصتهاى خوبى را در اختيار ملت ايران قرار داده است ، آن وقت اهميت امنيت ملى براى كشور و مردم ما آشكار خواهد شد.
اميدوارم  همه مسؤ ولان و همه آحاد ملت ، همه شخصيت هاى اثرگذار بر روى ذهن و دل مردم و هدايت كننده عمل مردم ، اين دو شعار امنيت ملى و وحدت ملى را پاس بدارند و  نه فقط به صورت  يك شعار زبانى ، بلكه به صورت يك شعار عملى و به صورت يك حركت در راه اين دو هدف بزرگ تلاش كنند. ( سایت خبرگزاری دانشجویان ایران ISNA )

گزیده ای از نامه 53 نهج البلاغه حضرت علی (ع) به مالک اشتر:

اصول روابط اجتماعى رهبران  :

تا  مى توانى با پرهيزكاران و راستگويان  بپيوند و آنان را  چنان پرورش ده كه تو  را فراوان نستايند، و تو را براى اعمال زشتى كه انجام نداده اى تشويق نكنند، كه ستايش بى اندازه خودپسندى مى آورد و انسان را به سركشى وا مى دارد.

هرگز نيكوكار و بدكار در نظرت يكسان نباشند، زيرا نيكوكاران در نيكوكارى بى رغبت و بدكاران در بدكارى تشويق مى گردند، پس هر كدام از آنان را بر اساس كردارشان پاداش ده .
بدان اى مالك !  هيچ وسيله اى  براى جلب اعتماد والى به رعيت بهتر از نيكوكارى به مردم و تخفيف ماليات ، و عدم اجبار مردم به كارى كه دوست ندارند،  نمى باشد، پس در اين راه آنقدر بكوش تا به وفادارى رعيت ، خوشبين شوى ، كه اين خوشبينى بار سنگين رنج آور  مشكلات را از تو  بر مى دارد، پس به آنان كه  بيشتر احسان كردى  بيشتر خوشبين باش ، و به آنان كه  بدرفتارى نمودى بدگمان تر باش .و آداب پسنديده اى  را كه بزرگان  اين امت به آن عمل كردند، و ملت اسلام با آن پيوند خورده و رعيت با آن اصلاح شدند، بر هم مزن ، و آدابى كه به سنتهاى خوب گذشته زيان وارد مى كند پديد نياور، كه پاداش براى آورنده سنت ، و كيفر آن براى تو باشد كه آنها را درهم شكستى .
با دانشمندان  ،فراوان گفتگو كن ،و با حكيمان فراوان بحث كن ،كه مايه آبادانى و اصلاح شهرها، و برقرارى نظم و قانونى است كه در گذشته نيز وجود داشت . (نهج البلاغه )

اصطلاحات سیاسی در قرآن کریم :

اصطلاح قرآنى،كلمه يا عبارتى است كه درقرآن كريم درمعناى خاصى به كاررفته است وبه هنگام اطلاق، بدون نيازبه قرينه مى‏توان آن را فهميد . اين اصطلاح قرآنى زمانى سياسى شمرده مى‏شود كه بعد سياسى در آن غالب يا آشكار باشد.

بنابراين اگر بعد سياسى در اصطلاحى روشن نباشد و مثلا براى فهم آن نياز به دلالت التزامى بعيد داشته باشيم در اين صورت نمى‏توان آن را اصطلاحى سياسى شمرد .

به طور مثال به دو اصطلاح «ابرار و فجار» در برابر دو اصطلاح «اصحاب اليمين و اصحاب الشمال‏» توجه شود كه همه در قرآن آمده‏اند، اما خداى تعالى ابرار و فجار را براى ارزشگذارى در آخرت به كار برده است، پس اصطلاحى سياسى شمرده نمى‏شود; به عكس اصحاب اليمين و اصحاب الشمال كه در قرآن براى بيان «خير و بركت‏براى مردم‏» - (اصحاب اليمين) و «شر و شومى براى آنان‏» - (اصحاب الشمال) ذكر شده است، پس اصطلاحى سياسى است، هر چند معناى سنجش در روز قيامت نيز دارد .

بنابر آنچه گذشت، معيار تشخيص اصطلاح سياسى قصد و هدف قرآن كريم از ذكر و كاربرد هر اصطلاح است; به طور مثال گاهى مقصود قرآن فقط ابراز و بيان يك معناى سياسى است مثل اصطلاح «مستضعفين‏» و گاهى درصدد القاى دو بعد سياسى و اخلاقى با هم است مانند اصطلاح «العالين فى الارض‏» ، يا علاوه بر اين دو بعد، جنبه اعتقادى را نيز در نظر دارد مثل اصطلاح «مستكبرين‏» ، و نيز گاهى در درجه اول معناى غير سياسى مراد است و در درجه دوم معناى سياسى، مثل اصطلاح «السفهاء و الراشدون‏» ، و گاهى اساسا بعد سياسى مقصود نيست مگر با دلالت التزامى بعيد مثل «ابرار و فجار».

براى فهم دقيق اصطلاحات سياسى در قرآن بايد سياق هر سوره‏اى نيز در نظر گرفته شود، زيرا سوره‏هاى قرآنى منظومه‏هايى هماهنگ هستند و اصطلاحات و موضوعات به مانند ستارگان در آن قرار گرفته و معانى خاصى را بيان مى‏كنند; بنابراين اكتفا به تامل در آياتى كه اصطلاح مورد نظر در آن ذكر شده، كافى به نظر نمى‏رسد و بايد مجموعه آيات سوره و سياق آنها بررسى شود .

نكته مهم ديگر در شناسايى و تحليل اصطلاحات قرآنى، مراجعه به روايات است . در واقع قرآن كريم - با همه ژرفا و غنايش - متنى است كه شرح مى‏خواهد و سنت، اين امر را بر عهده دارد . احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام مفسر آيات الهى هستند . در موارد بسيارى، حقيقت روشنى در آيه‏اى هست اما پژوهشگر بدان راه نمى‏يابد مگر پس از آن كه در تفسير اهل بيت‏بيان شود . تفسير اصطلاحات قرآنى در روايات، گاهى مستقيم و گاه غير مستقيم است . ممكن است در روايتى حدود و مرزهاى اصطلاحى به طور كامل آشكار شود و يا فتح بابى گردد تا مؤلفه هايش از قرآن كريم استنباط شود . در روايات اهل بيت، گاهى اصطلاحات فرعى براى اصطلاحات اصلى قرآنى ذكر شده است . در زمينه‏هايى نيز سنت، اصطلاحاتى وضع كرده كه قرآن كريم در آن موارد اصطلاحى ندارد .

اصطلاحات سیاسی آمده  در قرآن کریم:

الارض، الخلافة فى الارض، الضرب فى الارض، السير فى الارض، الهجرة فى الارض، الارض المباركة و المقدسة، ادنى الارض و اقصاها، الباغون فى الارض، الفرحون فى الارض، الماشون فى الارض مرحا والماشون على الارض هونا، المستضعفون و المستكبرون و العالون فى الارض، المصلحون و المفسدون فى الارض، اصحاب اليمين و اصحاب الشمال، الاعراب، ايام الله، قانونا التغيير و التبديل، الجزية، حزب الله و الاحزاب، خلفاء الانبياء، الخيانة و الخائنون، السابقون بالخيرات و المسارعون فيها، السفهاء و الراشدون، السلم و الصلح و الامن، الشهادة و الشهداء، شياطين الانس، قوانين ضلال الاعمال و اضلالها و احباطها، الطاغون و الطاغوت، الظالمون، العهود و المواثيق و الايمان و العقود و الوعود و الامانات، الفتنة و الزيغ، الفاسقون، القرى و القرون، الكلمة الطيبة و الكلمة الخبيثة، اللهو و اللعب و التجارة، المترفون، المجاهدون و القاعدون، المعروفو المنكر،المنافقون، الولاية و البراءة .( مقلات سیاسی سایت Iran Politics.net)

هولوكاست‌; باورها وداورها ،هيتلر يهوديان‌ راكشت‌ يا نه‌؟:

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 0:59  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

زندگينامه امام صادق عليه السلام

امام صادق عليه السلام:
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رئيس مذهب جعفری ( شيعه ) در روز 17 ربيع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی  بکر مي باشد. کنيه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گراميش حضرت سجاد بود و مسلما تربيت اوليه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چينی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نيز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی  کرد و با اين ترتيب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر يک از آنان در زمان خويش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فيض کسب نور مي نمودند گذرانيد . بنابراين صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار مي باشد ، بهره مندی  از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی  و ذکاوت بسيار ، به حد کمال علم و ادب رسيد و در عصر خود بزرگترين قهرمان علم و دانش گرديد . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نيز دوره امامت او بود که در اين مدت "مکتب جعفري " را پايه ريزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شريعت محمدی ( ص ) گرديد . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی  اميه ( هشام بن عبدالملک - وليد بن يزيد - يزيد بن وليد - ابراهيم بن وليد - مروان حمار ) که هر يک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم مي کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نيز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بيداد و ستم بر امويان پيشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شريفش در ناامنی و ناراحتی بيشتری بسر مي برد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آذر1387ساعت 23:42  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

سخنان امام حسين عليه السلام

·     نشانه هاي عاقل

امام حسين فرمود: عاقل، با کسي که مي ترسد او را دروغگو پندارد هم سخن نمي شود، از کسي که مي ترسد او را رد کند درخواستي نمي کند، به کسي که مي ترسد او را بفريبد تکيه نمي نمايد و به کسي که به اميد او اطميناني نيست اميد نمي بندد.

·     کمال عقل

امام حسين مي فرمايد: عقل، جز از راه پيروي حق به کمال نمي رسد. 

·     نشانه هاي دانا و نادان

امام حسين مي فرمايد: از نشانه هاي اسباب قبولي اعمال، همنشيني با خردمندان است و از نشانه هاي اسباب ناداني، کشمکش با نابخردان است و از نشانه هاي دانا، نقادياو از گفتار خود و آگاهي او از اسرار  آراي گوناگون است.

·     دانا کيست؟

امام حسين مي فرمايد: اگر همه گفتار دانا نيکو و بحق بود، از خود پسندي در آستانه ديوانگي قرار مي گرفت. همانا دانا کسي است که حق گويي او فراوان باشد. 

·     صفتهاي زيبا

امام حسين مي فرمود: دانش نطفه بارور معرفت است. تجربه هاي طولاني، فزوني عقل است، شرافت همان پارسايي است. قانع بودن، آسايش تن است، هر که تو را دوست دارد، از پليدي بازت مي دارد، هر که تو را دشمن دارد، بر نابکاري واردت مي سازد.

امام حسين مي فرمايد: هر کس اين پنج چيز را نداشته باشد، از زندگي خود چندان بهره اي نمي برد: عقل، دين، ادب، شرم و خوش خلقي.

·     شريف ترين مردم

شخصي از امام حسين پرسيد: شريف ترين مردم کيست؟

امام فرمود: آن کس که پيش از اندرز ديگران، خود پند گيرد و پيش از بيدار باش ديگران، خود بيدار شود.

عرض کرد: شهادت مي دهم که چنين کسي سعادتمند است. 

·     تسليم در برابر خدا

از امام حسين پرسيدند: چگونه صبح کردي؟

فرمود: صبح نمودم در حاليکه پروردگارم بالاي سرم و آتش، پيش رويم، مرگ، جوينده ام و حساب الهي فراگيرم مي باشد و چنين روزي من، در گرو کردار خويشم، نه آنچه دوست دارم پيدا مي کنم، و نه آنچه نمي پسندم از خود مي رانم و همه کارها در اختيار ديگري است. اگر بخواهد عذابم مي کند و اگر بخواهد از من مي گذرد. بنابراين کدام فقيري از من نيازمندتر است.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 22:18  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

اسیر آزادی بخش

ای دختر علی

ای خواهر حسین

ای زینب بزرگ

ای پیک انقلاب شهیدان کربلا

ازما به تو دورد فراوان  و بی شمار

درآن غروب سرخ که گشتی اسیر ظلم

آزادی بشر زجفا ها نهفته بود

فریا تو حماسه جاوید کربلاست

جوش تو وخروش تو درنهضت حسین

رمزی ازآن « بقا » است بقایی که در« فنا » است

رنج مقدسی که کشیدی به دوش خویش

خشم مقدسی که برانگیختی زدل

 دراندرون کاخ ستم آتشی فکند

صحرای کربلا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 آذر1387ساعت 12:29  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

تصویرى از خداوند!

  برخى افراد همواره، نقاب بر چهره زده ی خود را پشت پرده ی جهالت پنهان مى‏كنند؛ گویى از «خودِ» واقعى‏شان واهمه دارند.

از سوى دیگر، خود ما نیز كارهایى را در جهت تأمین رضایت خاطر «دیگران» انجام مى‏دهیم و در عین حال وانمود مى‏كنیم همه چیز به خوبى پیش مى‏رود (تا وجهه خانواده حفظ شود) و سپس شروع به سرزنش كسانى مى‏كنیم كه ما را وادار به انجام دادن این كارها كرده‏اند. این «دیگران» چه كسانى هستند كه ما همه چیز را به آنها نسبت مى‏دهیم؟ اعضاى خانواده، همسایه‏ها، دوستان، نظام اجتماعى!؟

 امّا واقعیت این است كه همان موقع نیز در اعماق وجودمان احساسات درونى‏مان را به خوبى مى‏شناسیم؛ نوعى حس اضطراب و تشویش یا حس خوشایندى كه از نبود عزّت نفس، ناشى مى‏شود.

 هنگامى كه به اطراف مى‏نگریم و همه چیز را آشفته و بى‏نظم مى‏بینیم، دیگران را مقصر مى‏دانیم ، در حالى كه نمى‏دانیم آشفتگى در درجه اول از افكارمان آغاز مى‏شود و سپس گسترش مى‏یابد. روى هم رفته، رویارویى با حقیقت و پذیرفتن آن با فكر و آغوش باز، شهامت بسیارى را مى‏طلبد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 23:35  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

پيامبر اعظم (ص)

پيامبر اعظم (ص) در بيان غير مسلمانان
نويسنده: پروفسور كي اس راماكريشنا رائو (1)
 منبع: ماهنامه سياحت، شماره 39
 
چكيده:
پيامبر گرامي اسلام (ص) داراي مكارم اخلاقي و خصوصيات بزرگوارنه­اي است كه از سوي همگان حتي غير مسلمانان نيز مورد ستايش قرار گرفته است. متن حاضر مقاله­اي از يكي از متخصصان غير مسلمان فلسفه است كه پس از آشنايي­اش با برخي از خصوصيات رسول اكرم (ص) به رشته تحرير در آورده است.
طبق گفته­هاي مورخين مسلمان، محمد(ص) در تاريخ 20 آوريل 571 ميلادي در منطقه بياباني عربستان متولد شد. نام او به معني «بسيار ستايش شده» است.
روحيه و پيام والاي محمد(ص) باعث شد، صحراي عربستان از هيچ، به دنيايي جديد با زندگي، فرهنگ، تمدن و حكومتي جديد تبديل شود كه از مراكش تا جزاير هند شرقي امتداد يافت، و بر زندگي مردم در سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا تأثير گذاشت.
هنگامي كه قصد داشتم در مورد محمد (ص)، پيامبر خدا، چيزي بنويسم، در ابتدا ترديد داشتم، آن هم با توجه به اين كه افراد زيادي وجود دارند كه به اديان مختلف مؤمن هستند ولي حتي در ميان پيروان يك دين هم اختلافاتي وجود دارد. با اين كه ممكن است ادعا شود، مذهب امري فردي است ولي نمي­توان انكار كرد كه دامنه آن تمام جهان ديده و ناديده را در برمي­گيرد. دين قلب­ها، جان­ها و ذهن­هاي ما را، هم در سطح خودآگاه و هم در سطح ناخودآگاه، تحت تأثير قرار مي­دهد. اين موضوع زماني اهميت بيشتري پيدا مي­كند كه ما اعتقاد محكمي به اين موضوع داشته باشيم كه گذشته، حال و آينده توسط ريسماني ظريف و ابريشمي به يكديگر متصل شده­اند. در اين حالت، مركز ثقل ريسمان دائماً تحت فشار شديد است و از اين نقطه نظر، هر چه كمتر در مورد ساير مذاهب گفته شود، بهتر است.
با اين حال، اين موضوع جنبة ديگري هم دارد. زندگي ما خواه ناخواه با زندگي ساير افراد عجين شده است. ما از يك غذا مي­خوريم، از يك چشمه مي­نوشيم و از يك هوا تنفس مي­كنيم. از اين نقطه نظر، هر فرد بايد سعي كند، تمام مذاهب دنيا را شناخته و زمينه را براي درك متقابل فراهم نمايد.
در عين حال، افكار ما آن گونه كه در ظاهر به نظر مي­رسد، از هم گسيخته نيست بلكه به شكل اديان بزرگ جهان تبلور يافته­اند. در اين صورت، اگر قرار است شهروند خوبي براي دنياي خود باشيم، وظيفه داريم حداقل تلاش لازم براي شناخت اديان بزرگ و نظام­هاي فلسفي نوع بشر را به عمل آوريم.
با اين حال، اين كار بايد با دقت تمام انجام شود. موضوع نوشته من عقايدي مذهبي است كه داراي وجهه تاريخي است و پيامبر آن هم شخصيتي تاريخي دارد. حتي شخصي مانند ويليان ميور، هنگامي كه در مورد قرآن مي­نويسد، مي­گويد: «احتمالاً نمي­توان كتاب ديگري پيدا كرد كه طي 12 قرن چنين خالص و دست­نخورده باقي مانده باشد.» محمد (ص) نيز شخصيتي تاريخي است كه تمام اعمال او به دقت ثبت و براي نسل­هاي بعد نگهداري شده است.
اكنون در زماني زندگي مي­كنيم كه تصوير نادرستي كه قبلاً به دلايل سياسي يا غيره از اسلام ارائه مي­شد، رنگ باخته است. پروفسور بوان در تاريخ قرون وسطاي كمبريج مي­نويسد: «شرح اسلام و محمد(ص) به گونه­اي كه در اروپاي قبل از قرن 19 به رشته تحرير درآمده است، اكنون تنها حكم كنجكاوي­هاي ادبي را دارد. »
به عنوان مثال، نظريه اسلام و شمشير ديگر چندان در دنياي امروز خريدار ندارد. اين اصل اسلام كه اجباري براي پذيرش دين وجود ندارد، كاملاً شناخته شده است. گيبون، تاريخداني كه شهرت جهاني دارد، مي­گويد: «اعتقاد خطرناكي كه به پيروان محمد(ص) نسبت داده شده است، اين است كه آنها وظيفه دارند تمام اديان را با شمشير از ميان بردارند.» به گفته اين مورخ، اين اتهام مبنايي جز جهل و تعصب ندارد و توسط قرآن رد شده است؛ و تاريخ فاتحين مسلمان ومدارايي كه آنها با مسيحيان مي­كردند، اين موضوع را رد مي­كند. محمد(ص) تنها از طريق قدرت اخلاقي خود به موفقيت دست يافت.
ولي بعدها، آن هم تنها در دفاع از خود، بعد از اين كه تلاش­هاي مكرر وي براي صلح با مشركين با شكست مواجه شد، شرايط موجود پاي او را به ميدان جنگ باز كرد. ولي پيامبر استراتژي رايج ميادين جنگ را كاملاً تغيير داد. تعداد كل كشته­ها طي جنگ­هايي كه در شبه جزيره عربستان و تحت لواي او رخ داد، از چند صد نفر تجاوز نكرد. او حتي در ميدان جنگ هم به اعراب بدوي ياد داد كه در حال جنگ هم نماز جماعت به پا دارند. هنگامي كه در كشاكش جنگ، وقت نماز فرا مي­رسيد، آنها نماز جماعت را حتي در ميدان هم ترك نمي‌كردند. در حالي كه يك گروه نماز مي­خواند، گروه ديگر مي­جنگيدند و سپس جاي خود را عوض مي­كردند. در تاريخ اعراب، هنگامي كه شتر قبيله­اي وارد چراگاه قبيله ديگر شد، باعث جنگي 40 ساله گرديد كه روي هم رفته به مرگ 000/70 انسان انجاميد. پيامبر اسلام به آن عرب­هاي خشن، مدارا و خويشتن­داري آموخت. پيامبر فضاي ميدان جنگ را تلطيف كرد و به عرب­ها آموخت، يكديگر را فريب ندهند؛ به عهد و پيمان وفادار باشند؛ از كشتن زنان، كودكان و پيرمردان خودداري كنند؛ از قطع و سوزاندن درختان بپرهيزند؛ و مزاحم كسي كه مشغول عبادت است نشوند. هنگام فتح مكه او در اوج قدرت خود بود. شهري كه دعوت او را رد كرده بود؛ او و پيروانش را شكنجه و تبعيد كرده بود، اكنون در اختيار او بود. براساس قوانين جنگي، او مي­توانست از آنها انتقام بگيرد، ولي محمد گفت: «امروز از شما انتقام گرفته نمي­شود و همگي آزاد هستيد». او همچنين گفت: «من هر نوع تمايز و نفرت بين انسان­ها را زير پا مي­گذارم.» 
او به منظور اتحاد انسان­ها اجازه جنگ دفاعي را صادر كرد. وقتي به هدف خود رسيد، حتي بدترين دشمنان خود را عفو كرد؛ حتي كسي را كه عموي عزيز او حمزه را كشت، مثله كرد و حتي بخشي از جگرش را به دندان گرفته بود.
اصول برادري جهاني و مساوات انسان­ها يكي از مهم­ترين وارد كمك محمد(ص) به ارتقاي اجتماعي بشريت بود. خانم شارو جيني نايدو، در اين مورد مي­گويد: «اسلام اولين ديني بود كه اصول دمكراسي را رعايت كرد. هنگامي كه مؤمنين روزي پنج بار با صداي مؤذن به مسجد مي­روند، دمكراسي اسلام بروز مي­كند. دمكراسي اسلام آنجا مشخص مي­شود كه روزي پنج­بار روستايي و سلطان در كنار يكديگر زانو زده و مي­گويند، خدا از همه بزرگ­تر است.»

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 23:25  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

شرایط استجابت دعا

خداوند در قرآن کریم وعده استجابت دعا داده و فرموده:

«ادعونی استجب لکم»1

پس چرا برخی دعاها مستجاب نمی شوند؟

 قرآن می فرماید:

«ان الله لا یخلف المیعاد»2

خداوند در وعده تخلف نمی کند

 با توجه به لزوم وفای به عهد و تاکید الهی بر این مطلب ، پس علت مستجاب نشدن دعاهای ما چیست ؟
این مطلب مکرراً از ائمه اطهار (علیهم السلام) سوال می شد و آن بزرگواران نیز متناسب با فهم سوال کننده جوابهایی به اشخاص گوناگون می دادند .

 برای فهم بهتر این آیه لازم است در آن دقت بیشتری کنیم :

۱-  « ادعوا» یعنی چه ؟ آیا معنای « دعا » این است که خواسته خود را بر زبان بیاوریم ؛ هر چند معنای آن را نفهمیم ؟ یا حتی اگر معنای آن را می فهمیم ، بدان توجه نداشته باشیم ؟ یا در صورت توجه، معنای آن با میل باطنی ما موافق نباشد ؟

درست است ، معمولا به تکلم الفاظ که همراه با درخواست باشد « دعا » گفته می شود ؛ مثلاً ، کسی را صدا بزنیم و از او چیزی بخواهیم . اما الفاظ از « ما فی الضمیر » انسان حکایت می کنند وخود اصالت ندارند . این گونه نیست که شکل الفاظ در حوادث جهان تاثیری داشته باشد و هر لفظ از زبان هر کس که ادا شود موثر باشد . همان گونه که قبلاً بیان شد ؛ دعا امری قلبی است و زبان فقط از آنچه در دل است حکایت می کند . پس دعا باید از روح و دل انسان صادر شود و انسان واقعاً خواستار چیزی باشد . اگر فقط الفاظی را به زبان بیاورد و در دل به آنها توجه نداشته باشد ، به طور جدی  درخواست ننموده و در حقیقت اصلاً دعا نکرده است.

 دعا باید با خواست جدی همراه باشد و انسان در وقت دعا توجه کامل داشته باشد که چه می خواهد. واقعیت این است که بسیاری از دعاهای ما از روی عادت و صرف لقلقه زبان است ، عادت کرده ایم بعد از نماز چند جمله ای دعا کنیم بدون آنکه توجه جدی به آن داشته باشیم .

۲-  دعا باید مصداق « ادعونی » باشد ؛ درخواست صرف از خدا . اگر انسان شرایط مذکور را رعایت کند ، ولی دل او متوجه خدا نباشد واقعاً دعا نکرده است . مثلاً ، ما درخواست علم می کنیم ، واقعاً هم دانش را دوست داریم ، در درخواست خود نیز جدی هستیم ؛ اما تصور می کنیم که عالم شدن به خدا ربطی ندارد و فقط به سعی و کوشش خودمان بستگی دارد . می گوئیم :

اللهم انی اسالک علماً نافعاً و عملاً صالحا

پروردگارا ، علم سودمند و کردار شایسته از تو طلب می کنم .

اما در عمق جان اعتقاد نداریم که خدا به انسان علم می دهد . به عبارتی ، تنها به دنبال جنبه تلقینی دعا هستیم که علم چیز خوبی است و باید به دنبال تحصیل آن رفت و از « اللهم » استنباط « ان شاء الله » داریم که در بسیاری از کارهایمان فقط برای تشریفات به کار می بریم و درواقع تعلیقی بر مشیت خدا نیست ؛ همچنانکه در آغاز بسیاری از کارها « بسم الله الرحمن الرحیم » را صرفاً به عنوان تشریفات به کار می بریم و متاسفانه بسیار کم اتفاق می افتد که حقیقتاً به یاد خدا باشیم و هر کاری را با نام و یاد او شروع کنیم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آذر1387ساعت 11:59  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

خدایی که در این نزدیکی است

روحش شاد آن که گفت:

من همان شبان عاشقم. سینه چاک و ساکت و غریب، بی تکلف و رها، در خراب دشت های دور، در پی تو می دوم، ساده و صبور و گفت: من همان بلال الکنم در تلفظ تو ناتوان. گفتم: راست گفته ای که خدای شبانان و ناتوان خدای نزدیکی است، آن قدر که می توان صدای نفس هایش را شنید، و صمیمی است، آن قدر که به راحتی می شود با او قهر کرد وقتی دعاهایمان را مستجاب نمی کند و برایش ناز کرد وقتی بارها صدایمان می زند و با لبخند نگاهمان می کند.

من خدایی را می شناسم که به راحتی می توان از دست او گله کرد وقتی با تمام وجود استدلال های عقلی ات را به کارمی گیری و می فهمی که هیچ کار او شبیه به آدمیزاد نیست، خدایی که ساده و صبور گله ها و غرغرهایت را می شنود و کار خود را ادامه می دهد، لطف می کند و مهر می ورزد از جایی که گمانش را هم نمی کنی.

و خودم را می شناسم که همان شبان عاشقم و ایمانم را که ایمانی شبانی است به همان سادگی دشت. خدایی که من می شناسم خانه ای دارد که هیچ محتسبی برگرد آن نمی چرخد و میر غضبان شهر از دست رحمت او عاصی شده اند. بهانه می گیرد که ببخشد. اشاره می طلبد که نوازش کند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 12:16  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

لا اله الا الله

چگونه انسان با گفتن يك جمله ( لا اله الا الله ) رستگار مي شود ؟

گر چه در روايت آمده است : ( قولوا لا اله الا الله تفلحوا ) اما مراد از آن تنها حركت زبان نيست ، بلكه عقيده به توحيد است .

كلمه ( تفلحوا ) از واژه فلاحت به معناي رستن است و به كشاورز فلاح گويند زيرا وسيله رستن دانه را فراهم مي كند .

براي رستن دانه از زير خاك ، سه مرحله لازم است :

1. ريشه خود را در عمق خاك فرو كند.

2. مواد غذايي لازم را جذب كند.

3. مانع بالاي سر خود را كنار بزند تا به فضاي باز برسد.

انسان نيز اگر بخواهد به فضاي باز توحيد برسد بايد:

1. عقايد خود را به استدلال و منطق عميق بند كند.

2. از تمام امكانات موجود براي رشد خود بهره گرفته و جذب كند.

3. موانع رشد را نيز از خود دفع كند.

پس:

رستگاري در گرو عمق بخشيدن و تلاش و حركت در مسير الهي است

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 آذر1387ساعت 12:3  توسط محمد رضايي- علي احمدي  | 

حكمت نامه بسيج

پيشگويي قرآن:

اى مؤمنان! هر كس از شما از دينش (اسلام) برگردد، (بداند كه )خداوند به‏زودى گروهى را خواهد آورد كه آنان را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند. (اينان) با مؤمنان، مهربان و فروتن‏اند و با كافران سختگيرند، در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏هراسند. اين، فضل الهى است كه به هر كس بخواهد، مى‏دهد، و خداوند، گشايشگرِ داناست.
اى مردم! اگر (خدا) بخواهد همه شما را از ميان مى‏بَرد و گروه ديگرى پديد مى‏آورد؛ و خداوند، همواره بر اين كار تواناست.
و اگر (از دين او) روى برتابيد، به جاى شما گروه ديگرى را مى‏آورد. آن‏گاه، آنها مانند شما نخواهند بود.

حديث :

1.پيامبر خداصلى الله عليه وآله - در پاسخ به سؤال از اين آيه: «اى مؤمنان هر كس از شما از دينش (اسلام) برگردد، (بداند كه) خداوند به زودى گروهى را خواهد آورد كه آنان را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند...» -: در حالى كه به شانه سلمان مى‏زد، فرمود: «(آنان )اين مرد و هموطنان اويند». سپس فرمود: «اگر دين به ثريّا آويخته باشد، هرآينه، مردانى از ايرانيان به آن دست يابند».
2.امام صادق عليه السلام - درباره آيه «خداوند، خداوند به زودى گروهى را خواهد آورد كه آنان را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند...»: مقصود، آزاد شدگان (ايرانى) است.
3.تفسير القمي: - در تفسير سخن خداوند متعال: «اى مؤمنان! هر كس از شما از دينش (اسلام) برگردد، (بداند كه) خداوند به‏زودى گروهى را خواهد آورد كه آنان را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند. (اينان) با مؤمنان، مهربان و فروتن‏اند و با كافران، سختگيرند، در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏هراسند» -: (اين آيه )درباره قائم (عج) و يارانش است كه در راه خدا جهاد مى‏كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏هراسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 8 آذر1387ساعت 18:40  توسط محمد رضايي- علي احمدي  |